این روزا چه عجیبه...
یکی گفت خدا انگار تنها چیزیو که مساوی تقسیم کرده عقله !!!
آخه همه خودشونو عقل کل میدونن!!!
همه چه خیاط شدن خودشون میبرن و میدوزن...
اما لباسایی رو که برازنده تن خودشونه!!!
همه متر میکنن هر چیزیو اونم بدون اجازه ...تازه اونم با متری که از خودشون اختراع کردن!!!
قضاوت میکنن -حکم صادر میکنن -خودشونم اجراش میکنن!!!
همه خودشونو تو اوج میبینن!!!
کی میدونه نقطه اوج کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا حالا به این فکر کردیم که نقطه اوج واسه هرکسی یه جاست...
که آدما با هم متفاوتن...
بابا کار نیکان را قیاص از خود مگیر
کی گفته چون تو یه کاریو میکنی درسته و بقیه هم باید اونکارو انجام بدن و گرنه جرات کنی
حتی تو دلت بهش بگی:برات متاسفم(بدون اون لحظه خودت از همه قابل تاسف تری)
که حاج خانوم حاج اقا حتی تو مذهب به قول فیلم مارمولک اندازه همه ادما راه واسه رسیدن به خدا هست...
که هرکس یه جوریه...
که اگه مث تو نبود قرار نیست مسخرش کنی و واسش تاسف بخوری....
و از طرفی هم از خودت مذهب اختراع نکن و به ریش همه بخند که یعنی چه با حالم
که توجیه نکن اصل به دله...کدوم دل ؟؟؟
همون دلی که پا رو دل هزار تا گذاشته و رو خورده هاش مثل بسنطیه فیلم شعله رقص هندی کرده!!!
که زندگیو به دهن بقیه زهر نکن که بگی دمم گرم چه خوب میتازونم واسه همه...
باور کن همه ضعف داریم...
که خجالت بکش اشک کسیو در بیاری...
که خنده رو رو لب دیگران ببین و حسادت نکن بهش... شک هم نکن و بگو این یه ریگی تو کفشش هست...
که اونایی که پابرهنن ( روشون با توشون یکیه و زیر و رو نمیکشن و آستر و روشون یه رنگه)
بخوان هم نمیتونن ریگی تو کفش داشته باشن
به قول شریعتی بزرگ:لذت زندگی با پابرهنگانیست که ترسی نداری ریگی به کفش داشته باشند
بیا و از اشک بقیه شاد نشو...
که بابا یه ذره به کار هم کار نداشته باشیم سخته!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
که صنف محترم خیاطان دو دوزه باز بیاین آدم باشیم
که یادمون باشه دست بالای دست بسیاره
